درباره وبلاگ ![]() به وبلاگ ما خوش آمدید. ****************************************************** می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که : * پدر تنها قهرمان بود. * عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد. *بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود. *بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند. *تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند. *تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود. * و معنای خداحافـظ، تا فردا بود...! &*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&* دوستتون داریم:امیـــــــــــر&نرگس موضوعات آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان |
عشق، ممنــــــــــــــــــوع!
چهار شنبه 8 خرداد 1392برچسب:, :: 15:34 :: نويسنده : امیر و نرگس
تـازگـیـا مـُد شـده مـیـگـن عـشـقـت رو ول کـن بـره
اگـه بـرگـشـت مـال خـودتـه ،
اگـه بـرنـگـشـت از قـبـل هـم مـال تـو نـبـوده ! لـعـنـتــــــــــــــی کـفـتـر بـازی مـی کـنـیم مـگـه ؟ نظرات شما عزیزان: مهدی
![]() ساعت21:15---9 خرداد 1392
|
|||
![]() |